خرید پوشاک ترکیه



notice

دانلود غم ن دشتی بوشهر

نگاهي به شعر و شخصيت زنده‌ياد فتح‌ا… سعدآبادي متخلص به شيدا

مرحوم فتح‌ا… سعدآبادي، متخلص به شيدا، در سال 1304 شمسي در سعدآباد دشتستان به دنيا آمد، ايام تحصيل از ابتدا تا مقطع متوسطه را در آموزشگاه فرخي برازجان سپري كرد. فطرت حق‌جو و آزادي‌خواه وي باعث شد تا هم‌زمان با جنبش ملي شدن صنعت نفت فعاليت سياسي خود را به اوج برساند، پس از كودتاي انگليسي ـ آمريكايي بيست و هشت مرداد از سوي نمايندگي‌هاي قضايي و سياسي حكومت وقت به اعدام محكوم شد، همت، تلاش و عنايت دوستان سياست‌پيشه و ياران دانش‌دوست وي از جمله زنده‌ياد علي‌مراد فراشبندي موجب شد تا حكم وي از اعدام به زندان تغيير يابد و پس از تحمل سه سال حبس در سال 1338 از زندان كريم‌خان شيراز آزاد شود.
فتح‌ا… سعدآبادي پس از چهل سال حمايت در نهايت در يكي از شب‌هاي زمستان سال 1344 و بر اثر ابتلا به بيماري در بيمارستان نمازي شيراز دار فاني را وداع گفت و يكي از شاهكارهاي غزل جنوب را با نام «سكوت جاودان» از خود به يادگار گذاشت. در ميان اسامي ديداركنندگان شاعر كه از ميان دست‌نوشته‌هاي ايام محبس او قابل شناخت هستند به نام مرحوم حاج شيخ عبدالكريم سعادت برخوردم كه اين امر اگر نگويم مبين تشخص سياسي او به جرأت مي‌توانم بگويم كه بيانگر تشخص فرهنگي اوست. علاقه، مطالعه و اشتراك نشريات اطلاعات، روشنفكر، ترقي، اميد ايران،

پارسي، آسياي جوان، فردوسي و همكاري با سال‌نامه دنيا نشان از حساسيت او نسبت به تغيير و تحولات سياسي و رويدادهاي فرهنگي روزگار اوست.
بقيه‌ي ليست واژگان گويش دشتستاني، ثبت و يادداشت اشعار فرخي يزدي، نجم‌الدين رازي و معيني كرمانشاهي در دفتر خاطرات زندان نيز مي‌تواند مؤيد همين مدعا باشد.
پس از سقوط رضاشاه و در دوره‌ي سال‌هاي 1332ـ 1320، دولت مركزي دچار ضعف شد و خوانيني كه جهت تقويت قدرت مركزي «در تهران زير نظر نگه داشته مي‌شدند به ايلات خود بازگشتند و دوباره اداره‌ي مناطق را در دست گرفتند.» و فضاي سياسي* كشور به گونه‌اي شد كه مجدداً آيتم‌ها و شاخص‌هاي بارز فرهنگي جوامع فئوداليته امكان بروز و ظهور بيشتري يافتند، از جمله باعث شد تا خوانين و حكومت‌هاي محلي با اعتقاد به نوعي اختيار مطلق، به اداره‌ي آزاد منطقه‌ي خود بپردازند و عوام و رعيت نيز در اكثر مناطق عشيره‌اي و ايلاتي در قبال اين نوع حكومت‌هاي محلي سكوت كنند.
اين‌گونه ويژگي‌ها در شعر و مكاتبات شيدا بازتابي دارد، دوبيتي پنجه‌ي بيداد و نامه‌هاي آن مرحوم به آيت‌ا… كاشاني و دكتر محمد مصدق، مصداق اين ادعاست. آن‌گونه كه اشعار آن زنده‌ياد نشان مي‌دهد، شيدا تعلق خاطري به حكايات اساطيري ايرانيان دارد، اساطير يك ملت گذشته از نقش تعيين‌كننده‌اي كه در تعيين هويت ملي همان ملت دارد؛ مبين آرمان‌ها، آرزوها، خواست‌ها و حقايق ديرينه‌اي است كه در طول تاريخ امكان تحقق نيافته‌اند، آحاد يك مطالبات كهن و نوين خود را در قالب حكايت‌هايي بيان مي‌كند كه گردي از افسانه بر آن نشسته است تا از اين طريق هم به حفظ هويت ملي خود

بكوشد و هم روزنه‌اي را براي بازتاب مطالبات خود باز بگذارد، حكايات اساطيري ايرانيان را در يك تقسيم‌بندي مي‌توان به دو قسمت تقسيم كرد:
1- حكايات‌اساطيري، حماسي‌يا پهلواني
2- حكايات اساطيري غنايي.
بهترين تجلي‌گاه داستان‌ها و حكايت‌هاي حماسي، شاهنامه‌ي فردوسي و بهترين تجلي‌گاه داستان‌هاي غنايي آثار نظامي گنجوي و ـ به ويژه خسرو و شيرين ـ است.
بهترين تعلقات روحاني كه در قالب عشق و هنر بازمي‌تابد، همچنين بهترين جلوه‌هاي تعلقات مشروع دنيوي در خسرو و شيرين نظالمي متجلي است.
دوبيتي هرچند قالبي غنايي است، اما مرحوم شيدا ضمن حفظ مضمون اين قالب، در اين قالب هم از قهرمانان اساطير حماسي و هم از قهرمانان اساطير غنايي ياد مي‌كند و مي‌كوشد تا تصويري از اين اساطير را در ذهن خواننده مجسم كند.
«خوشم از ديدن روي چو ماهش
خوشم از تير دلدوز نگاهش
بود شيدا چو بيژن او منيژه
نوازد يا كه اندازد به چاهش»
يا
«بت ليلي و ش و شيرين شمايل
منم مجنون دل و خسرو حمايل
به پيمان وفاداري در عالم
به شيدا كس نمي‌گردد مقابل»
رگه‌هايي از تفكرات مكتب ملاميته را در شعرهاي او مي‌توان يافت، ملاميته كساني بودند كه پس از تبديل نهضت تصوف به نظام و استحاله جنبش توسط ميراث‌داران مصطبه‌نشين كوشيدند تا از طريق مبارزه‌اي منفي؛ حافظ شعار صوفيان صافي باشند.
«ندانم ترك سيما دختر كيست؟
ندام آن صنم فرمانبر كيست؟
قد سروش مرا از دين بري كرد
ندانم خون شيدا گردن كيست؟»
اين رگه‌ها در شعر شيدا بخش‌هايي از حكايات شيخ صغان عطار را در خاطر تداعي مي‌كند.
آراء ملاميته‌ بهانه‌هايي متقن و مستمسكي قوي بود تا بعدها روشنفكران سبك عراقي و در رأس آن‌ها حافظ شيرازي مكتب رندي را در فرهنگ ادبي ايران بنيان گذارند، روشنفكراني كه پرهيز از گذر در يك كوي نيك‌نامي از ويژگي‌هاي بارز آنان بود.

مرحوم شيدا علي‌رغم گرايش آگاهانه يا ناخودآگاه به مكتب ملاميته، به خاطر اوضاع حاكم بر فرهنگ جامعه‌ي خود، باورهاي شخصي، نوع تربيت و يا شايد عدم آگاهي و يا عدم اعتقاد به بعضي از اصول مكتب ملاميته سخت به نكونامي معتقد و پاي‌بند است.
«نظر بر صورت زيبا نمودن
به آغوش پري رويان غنودن
نباشد بهتر از نام نكويي
كه بتواني در اين عالم ربودن»
در شعر از سنن متداول ادب فارسي هم متأثر است و هم پيروي مي‌كند.
بي‌وفايي معشوق، فراواني دلدادگان كوي يار، تمناهاي عاشقانه، صبوحي، ناله‌ي شبگير،

پيام‌رساني باد صبا، وفاداري، شكوه از جفاكاري، دلربايي، اميد وصل، شكوه از هجران، ايثار و انتقادهاي فردي و اجتماعي سنت‌هايي است كه مرحوم شيدا در شعر خود از آن‌ها غافل نمانده است.
عشق اسيري در ميان دوبيتي‌هاي او درخششي دارد، قدرت تخيل، سير در عالم خيال‌انگيز رؤيا، توان درك جاذبه‌هاي جمال و زيبايي، ظرافت طبع، لطافت روح و تعالي روحاني از شيدا شاعري ساخته است تا از جلوه‌هاي اثيري عشق غافل نباشد.
من از اين حيث و در حوزه‌ي جامعه‌شناسي فرهنگي ادب دشتستان اشعار شيدا را يكي از زيباترين، خيال‌انگيزترين و بهترين اسناد عشق و دلدادگي مي‌شناسم.
«بسي از آن محبت‌ها كه كردي
دلم از عشق خود ديوانه كردي
يقين دارم بسوزم تا قيامت
كه تو شمعي مرا پروانه كردي»
در فرهنگ گفتار ادبي او عصمت شاخصه‌ي بارزي است كه كلام عاشقانه او را مي‌آرايد. تعالي روحاني در شعر او و خاصه در غزل شهير «سكوت جاودان» تلألويي دارد، در آن زمان كه مرغ حق سكوت رؤيايي شاعر را به هم مي‌ريزد؛ پيش‌گويي سرانجام آرزوي او خواننده را به حيرت وا مي‌دارد و شايد همين عامل باعث شده است تا اين غزل در ميان غزل‌هاي معاصر جنوب ايران از بلاغت شهيري برخوردار باشد.
«شب‌است‌وديده‌ام‌گريان‌تر از ابر زمستاني
دلم غمگين‌تر از آهنگ غم‌افزاي چوپاني
سكوت جاودان امشب گرفته دامن شيدا
خيالم خسته از اين عالم رؤياي انساني
به‌جان خسته‌ي‌من آتش تب مي‌زند دامن
تنم سوزان‌تر از شلاق آن باد بياباني»
در ميان اشعار او هرچند، گاه نقص‌هاي بلاغي ديده مي‌شود؛ اما در تبيين هنرهاي بديعي و بياني هم كوتاهي نكرده است.
«نبردم سودي از عشقت به عالم
نمودي خون دل دايم خوراكم
اميد وصل رويت چون به دل نيست
چرا چون ناي و ني هر دم ننالم»
طبع‌آزمايي تفنني و سرايش گه‌گاهي اشعار باعث شده است تا آن‌گونه كه نگارنده يافته است؛ فقط هفتاد و پنج دوبيتي و سه غزل از وي به جا و به يادگار مانده باشد كه دو غزل از سه غزل نيز نيمه‌كاره رها شده است، اما همان يك غزل به تنهايي باعث شده است تا نام او در ادبيات استان بوشهر جاودانه شود.
سبك شعري سعدآبادي در پيروي از سبك بازگشت كاملاً متأثر از سبك عراقي است، بسياري از ويژگي‌هاي

سبك عراقي را در شعر او مي‌توان يافت.
غليان عميق احساسات در برخي از دوبيتي‌هاي او گاه مكتب وقوع را نيز در خاطر خواننده تداعي مي‌كند.
«جفايي كز تو بر شيدا رسيده
ز ليلي دلبرا مجنون نديده
ز هجرانت غمي دارم كه هرگز
در عالم هيچ گوشي ناشنيده»
اما نكته‌ي ظريف در كار او از اين حيث است كه شيدا كوشيده است تا بين سبك هندي و قالب دوبيتي تعاملي را ايجاد نمايد و تخيلاتي باريك كه شاخصه‌ي سبك هندي است را در قالب دوبيتي بيان كند.
«شفق شد آشكار از روي دلبر
شب يلدا عيان از موي دلبر
مگو شيدا سخن از نكهت مشك
كه آيد بر مشامم بوي دلبر»
پژوهشگران آقايان دكتر سيد جعفر حميدي در كتاب فرهنگ‌نامه‌ي بوشهر، علي باباچاهي در شروه‌سرايي در جنوب ايران، هيبت‌اله مالكي در شرح حال شعراي دشتستان بزرگ، عبدالمجيد زنگويي در شعر دشتي و دشتستان و حيدر عرفان در كتاب ترانه‌سرايان بوشهر به فراخور با ذكر نام و شرح يادي از آن مرحوم كوشيده‌اند تا ضمن ثبت نام وي در تاريخ ادبيات استان بوشهر، شناختي بيش از پيش از شيدا در اذهان ايجاد نمايند.
اميد كه اين مختصر نيز بتواند در جهت تمهيد معرفتي بيشتر از شعر و شخصيت شيدا مؤثر واقع شود.



منبع : avahsharveh [dot] blogfa [dot] com [slash] post-24 [dot] aspx

خرید پوشاک ترکیه





ساعت CK طرح رویال