خرید عینک آفتابی Louis Vuitton با قیمت ارزان

آیا میدانید برترین عینک سال 2014 نزد افراد معروف همین عینک است ؟

انتخاب آرمین 2afm ، سیروان خسروی ، کیم کارداشیان ، ریحانا ، علیرضا حقیقی و... می باشد

خرید عینک آفتابی Louis Vuitton با قیمت ارزان

تحویل رایگان به سراسر ایران | پرداخت هزینه درب منزل پس از تحویل کالا

لینک خرید عینک لویی ویتون توضیحات عینک لویی ویتون

ساعت دستبندی LED Arina اسپرت

ارائه شده در رنگ های مختلف و زیبا

هم یک دستبند اسپرت و هم یک ساعت LED

دارای تقویم روز شمار

این ساعت در حالت عادی خاموش بوده و با

لمس آن ساعت روشن و نمایان خواهد شد.

دارای 6 ماه گارانتی تعویض

قیمت : 15000 تومان

تحویل رایگان به سراسر ایران | پرداخت هزینه درب منزل پس از تحویل کالا

لینک خرید عینک ریبن آبی توضیحات عینک ریبن آبی




عينك خلباني شيشه جيوه اي

glassesRayBan

عينك خلباني شيشه جيوه اي

عينك Ray Ban

به همراه كيف عينك

محصولي متفاوت و منحصر بفرد از كمپاني rayban

با قابليت بازتاب 90 از اشعه هاي مضر افتاب

طراحي برتر ويژه سال 2013

عينك فوق اسپرت با طراحي جديد

شناخته شده به عنوان عينك محبوب هنرپيشگان


» براي مشاهده توضيحات و تصاوير بيشتر اين محصول اينجا را کليک کنيد ...

روش خريد: براي خريد پس از کليک روي دکمه زير و تکميل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل يا محل کار تحويل بگيريد، سپس وجه کالا و هزينه ارسال را به مامور پست بپردازيد. جهت مشاهده فرم خريد، روي دکمه زير کليک کنيد.

قيمت فقـط : 28.000 تـومان


notice

دانلود رایگان کتاب عایشه بعد از پیغمبر

جواب به برخی از سوالهای مهم کتاب سوالاتی که باعث هدایت جوانان شیعه شد 3

 

 

(46) ابو جعفر محمد بن حسن طوسی شیخ شیعه در مقدمة کتابش تهذیب الاحکام می‌گوید: ستایش خداوندی را سزاست که صاحب حق و مستحق آن است، و درود خدا بر بنده برگزیده‌اش محمد ص باد، یکی از دوستان در مورد تباین و تضاد و تناقضی که در احادیث اصحاب ماست که هیچ روایتی نیست مگر آن که در مقابل آن روایتی مخالف با آن نباشد، با من مذاکره کرد، و چنان این احادیث مخالف همدیگرند که از بزرگترین اعتراضات مخالفان ما بر مذهب ما همین تضاد اخبار و روایات است....».

و سید دلدار علي اللکنوی شیعه مذهب در کتاب اساس الاصول می‌گوید: احادیثی که از ائمه روایت شده‌اند به شدّت مختلف و متضادند، چنانکه تقریباً هیچ حدیثی نیست مگر آن که در مقابل آن حدیثی مخالف با آن هست، و هیچ روایتی نیست مگر آن روایتی دیگر با آن مخالف است، تا جایی که سبب شده تا بعضی افراد ناقص از مذهب بر گردند ....

عالم و پژوهشگر و محقق و حکیم و شیخ شیعیان حسین بن شهاب الدین الکرکی در کتابش، «هدایه الأبرار إلی طریق ائمه الأطهار» می‌گوید: «چنان که در اول کتاب بیان کرده هدفش دفع تناقض در میان روایات ماست که سبب شده به خاطر آن بعضی از شیعه از مذهب بر گردند».

ما می‌گوییم علمای شیعه به تناقضات موجود در مذهبشان اعتراف کرده‌اند.

خداوند می‌فرماید:

«اگر از سوى غير خدا بود، اختلاف فراوانى در آن مى‏يافتند».

 

 

(48) اگر ولایت علی بن ابی طالب  و ولایت فرزندانش بعد از او رکنی از ارکان ایمان است که ایمان بدون آن تحقق نمی‌یابد، و هر کس به ولایت علی و فرزندانش ایمان نداشته باشد طبق عقیدة شیعه کفر ورزیده و سزاوار دوزخ است گرچه به یگانگی خدا و رسالت محمد ص گواهی بدهد، و نماز بخواند، و زکات بدهد، و روزه بگیرد و به حج برود؛ پس اگر چنین است چرا این رکن بزرگ ایمان در قرآن به صراحت بیان نشده است؟!

قرآن را می‌بینیم که دیگر ارکان و واجبات را که از ولایت پایین‌تر هستند مانند نماز و زکات و روزه و حج را به صراحت بیان داشته است، بلکه قرآن بعضی از چیزهای مباح و جایز مانند شکار را توضیح داده است .... پس چرا بزرگترین رکن و اصل دین در ثقل اکبر (قرآن) ذکر نشده است؟!

 

 

(52) شیعه در مورد فرموده الهی که می‌فرماید:

«آنان مي‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند. صف/8».

از ابو الحسن روایت می‌کنند که در تفسیر این آیه گفت: «یعنی می‌خواهند ولایت امیر المؤمنین را سرکوب و خاموش کنند می‌گوید: یعنی خداوند امامت را کامل می‌گرداند و نور امامت است».

چنان که خداوند متعال می‌فرماید:

التغابن: 8/.

«به خدا و رسول او و نوري كه نازل كرده‌ايم ايمان بياوريد».

و می‌گوید: سوگند به خدا که نور روز قیامت ائمه آل محمد می‌باشند.

سوال اینجاست که آیا خداوند نور خویش را با نشر و گسترش اسلام کامل گرداند، یا با دادن ولایت و خلافت به اهل بیت؟!

 

 

(53) فقط دو نفر از ائمه زمان خلافت را به دست گرفته‌اند علی و فرزندش الحسن م پس کامل گرداندن نور بوسیله ده امام دیگر کجاست؟!

و نص حديث رسول الله ص را تكرار می‌كنند و به احتجاج می‌ورزند به اينكه ائمه دوازه ائمة كه آنان «خلفاء» يا «ولاه أمر» يا «أمراء» ؛ پس خلافت و فرمانروايى ده نفر بقيه كجاست؟

 

 

(54) بعضی از کتاب‌های شیعه از جعفر صادق روایت می‌کنند، که زنی از او پرسید که آیا ابوبکر و عمر را دوست بدارم؟! جعفر صادق گفت: آنها را دوست بدار. آن زن گفت: وقتی به لقای پروردگارم بروم به او می‌گویم: که تو مرا به دوست داشتن آنها فرمان داده‌ای؟! جعفر صادق به او گفت: بله».

و روایت کرده‌اند که مردی از یاران امام باقر وقتی دید که امام باقر ابوبکر را صدیق می‌نامد تعجب کرد و گفت آیا او را صدیق می‌گویی؟! باقر گفت: بله. صدیق! هر کس به او صدیق نگوید خداوند هیچ سخنی از سخنان او را در قیامت راست نگرداند».

از شیعیان می‌پرسیم که نظر شما دربارة ابوبکر چیست؟

 

 

(57) در دوران پیامبر ص افرادی نزد ایشان می‌آمدند و فقط یک بار او را می‌دیدند و به مناطق و شهرهای خود باز می‌گشتند، و بدون تردید آنها چیزی دربارة ولایت علی و فرزندانشان نشنیده بودند. بخصوص كه شيعه ادعا دارد كه موضوع ولايت علي و فرزندانش در اوايل دعوت رسول الله ص در مكه رخ داده است، پس آیا اسلام آنها ناقص است؟!

اگر بگویید: بله اسلام آنها ناقص است. می‌گوییم: اگر چنین می‌بود قطعاً پیامبر ص باید اسلام آنها را درست می‌نمود و امر امامت را بر ایشان بیان می‌کرد، اما می‌بینیم که پیامبر ص چنین نکرده است. و اگر بگویید: نه، می‌گوییم: پس شما باید قبول کنید که امامت از ارکان دین نیست.

 

 

(59) شیعه نمی‌توانند بیعت کردن ابوبکر و عمر و عثمان  در زیر درخت بيعت الرضوان با پیامبر ص را انکار کنند، و خداوند خبر داده است که او تعالی از کسانی که زیر درخت با پیامبر بیعت نموده‌اند راضی است و می‌دانسته که در دلهایشان چه هست، پس چگونه شیعه بعد از این به خبر الهی کفر می‌ورزند و خلاف آن را می‌گویند؟! و گویا شیعیان می‌گویند پروردگارا تو درباره آنها چیزی را که ما می‌دانیم نمی‌دانی)! والعیاذ بالله.)

 

 

(61) شیعیان همواره در کتاب‌های خود و در داستان‌هایی که در مورد حسین می‌گویند تکرار می‌کنند که حسین تشنه در میدان جنگ به شهادت رسیده است، بنابراین روی مخزن‌های آب این عبارت را می‌نویسند (به نوش با یاد حسین)! سوال اینجاست که طبق آنچه شیعه می‌گویند ائمه غیب می‌دانند، پس آیا حسین نمی‌دانست که در اثنای جنگ به آب نیاز پیدا خواهد کرد و تشنه خواهد مرد، و نباید مقدار کافی آب برای خود تهیه می‌کرد؟!

سپس آیا فراهم نمودن آب در جنگ از ضروریاتی نیست که باید از آن استفاده کرد؟! و خداوند متعال می‌فرماید:

«هر نيرويى در قدرت داريد، براى مقابله با آنها (دشمنان)، آماده سازيد! و (همچنين) اسبهاى ورزيده (براى ميدان نبرد)، تا به وسيله آن، دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد». انفال /60

 

 

(62) دین در دوران پیامبر ص کامل گردید؛ زیرا خداوند می‌فرماید

«امروز، دين شما را كامل كردم». مائده / 3

و مذهب شیعه بعد از وفات پیامبر ص پدید آمده است؟!

 

 

(63) خداوند متعال در مورد پاکدامنی و بی‌گناهی عایشه ك در قصة معروف افک آیه نازل فرموده است و او را از این زشتی پاک دانسته است، اما می‌بینیم که بعضی از شیعیان هنوز هم او را متهم به خیانت می‌نمایند! و این کار آنها همان طور که طعنه زدن به پیامبر خداست همچنین آنها با این کار به خداوندی که غیب می‌داند طعنه می‌زنند، آیا خداوند پیامبرش را آگاه نکرده که همسر او خیانتکار است؟!

چه بد مذهبی است آن مذهب که به همسران بهترین انسان و به امهّات المؤمنین طعنه می‌زند!!

 

 

(64) اگر علی و دو فرزندش ن دارای این قدرت خارق العاده‌ای هستند که کتاب‌های شیعه آن را روایت می‌کنند، و معتقدند که علی و حسن و حسین ن به آنها هم اینک که مرده‌اند باز هم فایده و سود می‌رسانند، پس چرا آنها وقتی که زنده بودند برای خودشان کاری نکردند و به خودشان سودی نرساندند؟!

علی را می‌بینیم که در خلافت و حکومت با دشواری‌هایی مواجه بود و سپس کشته شد، و حسن به ناچار با معاویه صلح کرد و از خلافت دست کشید و حسین در سختی قرار گرفت و سپس کشته شد و به هدفش و آنچه می‌خواست نرسید ..... و همچنین ائمه بعد از آنها! پس قدرت‌های، خارق العاده‌ای که داشتند کجا بود؟!

 

(68) چگونه پیامبر ص در حجرة عایشه  دفن می‌شود! و حال آن که شما شیعه‌ها عایشه  را به کفر و نفاق متهم می‌کنید؟!

آیا دفن شدن پیامبر  در حجرة او دلیلی نیست بر اینکه پیامبر او را دوست داشته و از او راضی بوده است؟!

 

 

پاسخ به سوالات :

 

جواب سوال 26 :ما  منکر اين نيستيم که در ميان احاديثمان هستند احاديثي که با بقيه همخواني ندارند البته نه با اين شدت. شيعيان بعد از وفات پيامبر(ص) همانطور که در تاريخ مذکور است همواره تحت شديد ترين فشارها و تهديدها واقع شده بودند بسياری از شيعيان را فقط به جرم دوستي آل محمد(ص) ميکشتند خونشان مباح و مالشان حلال و ناموسشان در معرض تعرض، همچنان که هنوز هم هستند کسانيکه شيعيان را مشرک مي خوانند و عقيده دارند اگر دو شيعه را بکشند بهشت بر آنان واجب مي شود در زماني که حکومت های جابر و ظالم بر جهان اسلام سيطره داشتند و کسي نمي توانست بر خلاف سنت و رأی آنان نظری اظهار کند و جاسوسان حکومتي در همه جا پراکنده بودند مواردی پيش مي آمد که مردم از ائمه(ع) سوالي مي کردند و اينان بدلايل امنيتي برای آنکه از جان شيعيان محافظت کرده و بهانه ای بدست دشمنان ندهند لازم ميديدند تا سوال را به صورتي ديگر جواب داده و به اصطلاح تقيه مينمودند بدين دليل احاديث ما در بعضي موارد بايکديگر اختلاف دارد ولي اين اختلافات جزئي است و به اصول هيچ لطمه ای نميزند و علماء بزرگ ما با علم به اين مطلب براحتي رواياتي را که تقيه شامل آن ها گشته را از احاديث ديگر جدا نموده اند. برای توضيح اين مطلب رجوع کنيد به کتاب مراة العقول علامه مجلسي در شرح و توضيح کتاب کافي که در آنجا علامه مجلسي روايات کافي را مورد بررسي قرار داده است.

مثلا شما سیره امام صادق را در این زمینه نگاه کنید :

فروه از امام صادق (عليه السلام) سؤال مي كند كه:

شما چرا نسبت به ابوبكر و عمر، خيلي واضح و روشن نمي گوييد كه مثلا اينها غاصب حق جدتان اميرالمؤمنين (عليه السلام) بودند و چرا حق مطلب را اداء نمي كنيد؟

حضرت مي‌فرمايد:

ضربوكم على دم عثمان ثمانين سنة و هم يعلمون أنه كان ظالما فكيف يا فروة إذا ذكرتم صنميهم.

اينها به اتهام خون عثمان، 80 سال شما را نابود كردند و زدند و كشتند و زندان انداختند و حال آنكه مي دانستند كه شيعه و اميرالمؤمنين (عليه السلام) در قتل عثمان دخالت نداشتند.

فوالله لو ذكرتم أبا بكر و عمر لكانت دماؤكم أحل عندهم من دماء السنانير.

اگر بخواهيم درباره ابوبكر و عمر سخني بگوييم يا شما شيعيان مطلبي را به زبان بياوريد، خون شما را راحت تر از خون گربه به زمين مي ريزند.

بحار الأنوار، ج30، ص388 - تقريب المعارف أبو صلاح حلبي، ص253

یا

 بهلول از شاگردان حضرت صادق بود. در زمان منصور خليفه عباسى مى زيست . در آن روزها منصور دنبال بهانه اى مى گشت تا بدان وسيله حضرت صادق را به قتل رسانده ، اصحاب و شاگردان آن پيشواى عاليقدر اسلام را متفرق سازد. يكى از اين بهانه جوئيها اين بود كه از بهلول خواستند گواهى دهد كه امام صادق قصد دارد بر ضد بنى عباس قيام كند و خلافت را تصاحب نمايد تا اين كه با اين تهمت حضرت را بازداشت نموده و شهيد كنند، و بدين گونه بزرگترين مانع حكومت بنى عباس را از ميان بردارند.
بهلول از حضرت كسب تكليف كرد امام صادق هم دستور داد خود را به ديوانگى بزند و بى وقار نشان دهد. او نيز چنين كرد و به ديوانه مشهور شد، ولى در حقيقت عاقل ترين مردم عصر بود.

و برای همین است که در بعضی از روایات مجبور میشوند متضاد صحبت کنند . مثل بحث تعریف و تمجید از خلفا در زمانی که ائمه میدانستند سوال کننده یا شنونده ای جاسوس در میان انها می باشد.

 

حال سوال ما از شما

ائمه معصوم توسط چه کسانی به شهادت رسیدند . ایا توسط کسانی کشته شدند که شما معتقدید 12 خلیفه پس از پیامبر بودند ؟


جواب سوال 48

قبلا من در پست زیر به ایت مطلب پرداخته ام :

http://shiaanswering.blogfa.com/post-41.aspx

 

جواب سوال 52 : اجازه دهید یکی از علمای معتبر اهل سنت این سوال را مختصر جواب دهد :

حاكم نيشابوري كه ذهبي و ابن حجر او را توثيق مي كنند و مي گويند كسي است كه متخصص در فن رجال است و در حديث شناسي سرآمد عصر خودش بوده، ايشان در كتاب معرفة علوم الحديث، ص96 نقل مي كند در ذيل آيه شريفه 45 سوره زخرف كه خداوند مي فرمايد:

وَ اسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آَلِهَةً يُعْبَدُونَ سوره زخرف ایه 45

مي گويد:

علي ما بعثوا؟ إنهم بعثوا علي ولاية رسول الله و ولاية ‌علي بن أبيطالب.

پيامبران گذشته بر چه مبعوث شده اند؟ مبعوث شده اند بر ولايت رسول الله و ولايت علي بن ابيطالب.

از اين بهتر چه مي خواهيد؟

 

جواب سوال 53  : شما به ما جواب دهید که چرا انها را یکی پس از دیگری به شهادت رساندند . مگر نه اینکه پیامبر میگفت جانشینان من دوازده نفرند.

و این گفته خود پیامبر است که

اين دوازده نفر، امام و خليفه هستند و آنهايي كه به اينها ضرر بزنند يا آنهايي كه از اين خلفاي من جدا شوند و ساز مخالفت بنوازند، به حال خلفاي من هيچ ضرري نمي‌زنند.

مسند احمد، ج5، ص96

اين روايت، غير از ائمه (عليهم السلام) و اهل بيت (عليهم السلام)، با كداميك از اينها تطبيق مي‌كند؟

پس دوست عزیز ائمه ما هم طرفداران خود را داشته اند و خلافت کرده اند ، در کنار غاصبان خلافت

 

 

جواب سوال 54 : در مورد این سوال در سوال 26 صحبت کردیم.و اما شما خواهان نظر شیعه راجع به ابوبکر و عمر بودید . در جواب عرض میکنیم که نظر ما همان نظر امام علی است راجع به انها که در کتب معتبر شما امده است. مثلا

حضرت امير ، ابوبکر را فردي مستبد مي دانستند  

ولكنّك استبددت علينا بالأمر وكنّا نرى لقرابتنا من رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم نصيباً حتّى فاضت عينا أبى بكر...

 صحيح البخارى: 5/82، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر.

 

بخاري مي گويد :‌

اميرالمؤمنين علي به ابوبکر فرمود : تو در امر خلافت با ما مستبدانه برخورد نمودي و ما بواسطه قرابت و خويشاونديمان  با رسول خدا  معتقديم که حق و نصيبي در خلافت بعد از رسول خدا داريم ( اين کلمات را حضرت فرمودند) تا اشک از چشمان ابوبکر جاري شد .

کراهت حضرت امير از همنشيني با عمر

فأرسل إلى أبى بكر أن ائتنا ولا يأتنا أحد معك كراهيّة لمحضر عمر.

صحيح البخارى: 5/82، كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، صحيح مسلم : 5/154، كتاب الجهاد، باب قول النبي(صلى الله عليه وآله وسلم)لا نورث... .

 

اميرالمؤمنين صلوات الله و سلامه عليه به دنبال ابوبکر فرستاد و پيغام داد تنها بيا و کسي را با خودت نياور بخاطر اينکه از همنشيني با عمر کراهت داشت

 

حضرت امير عليه السلام و عباس عموي پيامبر اکرم ابوبکر و عمر را  دروغگو ، گناهکار، پيمان شکن و خائن مي دانستند. به اين عبارت دقت کنيد مسلم در صحيحش   مي گويد :

 

 فلمّا توفّي رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم ، قال أبو بكر: أنا ولي رسول اللّه ، ... فقال أبو بكر: قال رسول اللّه صلى الله عليه وسلم : نحن معاشر الأنبياء لا نورث، ما تركناه فهو صدقة، فرأيتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً ،... ثمّ توفّي أبو بكر فقلت: أنا وليّ رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم و ولي أبي بكر، فرأيتماني  كاذباً آثماً غادراً خائناً .

 

 صحيح مسلم  ج 5   ص 152، كتاب الجهاد باب 15 حكم الفئ حديث 49، فتح الباري ج 6   ص 144.

عمر به اميرالمؤمنين صلوات الله و سلامه عليه و عباس عموي پيامبراکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي گويد :

زماني که رسول خدا صلى اللّه عليه (و آله) وسلم از دنيا رفت ، ابوبکر گفت من جانشين رسول خدا هستم ... أبو بكر گفت : رسول اللّه صلى الله عليه (وآله) و سلم فرموده است ما گروه پيامبران بعد از خود ارثي به جا  نمي گذاريم ، هر آن چه بعد از خود به جا مي گذاريم صدقه است ( و بايد براي عموم مسلمين صرف شود ) شما نظرتان اين بود که ابوبکر در گفتارش  درغگو ، گناهکار ، پيمان شکن و خائن است ... سپس ابوبکر از دنيا رفت  (بعد از مرگ او ) من گفتم : من جانشين رسول خدا و ابوبکر هستم  شما مرا هم مانند ابوبکر درغگو ، گناهکار ، پيمان شکن و خائن دانستيد . 

 

حال سوال ما از شما

در اینجا حضرت نظرش را صریح و شفاف بیان کرده است ، شما به ما بگوید که چه اصراری دارید به اینکه رابطه حضرت با ان دو جز یک رابطه صمیمانه چیزی بیشتر نبوده است.و به روایاتی مانند ازدواج ام کلثوم با عمر یا نامگذاری فرزندان و یا گرفتن منصب از انها در طی فتوحات و ... میپردازید.که هرچه انسان بیشتر بررسی میکند میفهمد منظور حضرت از گناهکاری که حضرت به انها نسبت میدهد چیست ؟

 

جواب سوال 57 : دوست عزیز، این کلام قران است که مبفرماید تا حجت بر کسی تمام نشود ما هیچگاه او را عذاب نخواهیم کرد.این مسائل ، مسائلی هستند کاملا واضح و اشکار و من نمیدانم که چرا شما می خواهید اینگونه زشت شبهه افکنی کنید.

پس کسی که حجت بر او اتمام نشده باشد هیچ مسولیتی ندارد ؛ ولی خدا به داد کسانی برسد که حجت بر انها تمام شده است. مثلا یکی از انها عمر  است که شاهد قضیه غدیر خم بوده است: غرالی در این مورد میگوید :

لكن حجت روي خود را آشكار نمود و جمعيت مردم براي شنيدن متن خطبه حديثي كه در روز غدير خم كه مورد اتفاق همه مي‌باشد جمع گرديدند. [در آن خطبه] پيامبر مي‌فرمايد: «هركس من مولاي اويم علي مولاي اوست». همين جا بود كه عمر به علي گفت: يا ابا الحسن! تبريك، تبريك! از اين به بعد تو مولاي من و مولاي هر زن و مرد مؤمني گرديدي.

اين سخن عمر در حقيقت تسليم در برابر امر و رضايت و تحكيم آن بود. امّا بعد از آن بود كه هوي و هوس براي حبّ رياست بر او غلبه كرد و او عمود خلافت را به دوش گرفت. و قرار‌ها و پيمان‌ها در خفقان هوي و هوس و زد و خورد نيزه‌ها و ازدحام اسب‌ها و سپاهيان و لشكر كشي براي فتح كشور‌ها فراموش شد و آنها از شراب هوي و هوس سيراب گرديدند.

و به همين خاطر بود كه مردم به همان اختلافات روز اوّل بازگشتند و عهد و پيمان خود را پشت سر افكنده و آن را به قيمتي اندك فروختند.

مجموعة رسائل الإمام الغزالي، كتاب سر العالمين ص483 ، طبعة مصححة منقحة، إبراهيم أمين محمد، المكتبة التوفيقية.

سبط بن جوزي ضمن تأييد انتساب كتاب سرالعالمين به غزالي عين كلام او را آورده و سخن او را بدون هيچ‌گونه ردّي نقل كرده است:

أبو حامد غزالي در كتاب سر العالمين وكشف ما في الدارين ألفاظي شبيه به اين مطالب را در كتاب خود آورده است. رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم روز غدير خم به علي گفت: «من كنت مولاه فعلي مولاه».

اين سخن عمر در حقيقت تسليم در برابر امر و رضايت و تحكيم آن بود. امّا بعد از آن بود كه هوي و هوس براي حبّ رياست بر او غلبه كرد و او عمود خلافت را به دوش گرفت. و قرار‌ها و پيمان‌ها در خفقان هوي و هوس و زد و خورد نيزه‌ها و ازدحام اسب‌ها و سپاهيان و لشكر كشي براي فتح كشور‌ها فراموش شد و آنها از شراب هوي و هوس سيراب گرديدند.

و به همين خاطر بود كه مردم به همان اختلافات روز اوّل بازگشت نمودند و عهد و پيمان خود را به پشست سر خود افكندند و آن را به قيمتي اندك فروختند.

تذكره خواص الإمامة، ص 62.

 

حال سوال ما از شما

بخاری میگوید صحابه کسی است که پیامبر را دیده باشد حتی برای یک بار و اهل سنت هم میگویند که صحابه همگی عادل می باشند.خوب سوال که در اینجا مطرح میشود این است که بعضی از صحابه یک بار پیامبر را میدیدند و به مناطق و شهرهای خود باز می‌گشتند، و بدون تردید آنها چیزی از محضر پیامبر درک نکرده بودند.ایا میتوان گفت کسی که فقط یکبار پیامبر را دیده است او عادل است و همانند یک ستاره میباشد که باعث هدایت میگردد ؟

 

جواب سوال 59 : بله ما هیچگاه انکار نمیکنیم.اما سوال اینجاست که بخاری تعداد این صحابه را 1400 نفر اعلام میکند ( صحيح البخاري ، ج6 ، ص45 . (

 ولی شما صحابه را 120 هزار نفر ؛ بالاخره 1400 نفر خدا از انها راضی شده است یا 120 هزار نفر

و نکته بعدی در این بیعت این است که : رضايت خداوند ، شامل تمامي كساني كه در آن روز بيعت كرده‌اند ، نخواهد شد ؛ بلكه فقط شامل كساني مي‌شود كه با ايمان قلبي بيعت كرده‌اند ؛ زيرا خداوند رضايت خود را مشروط به داشتن ايمان كرده است . « رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ » . و با انتفاء شرط ، مشروط نيز به خودي خود منتفي خواهد شد .

اگر قرار بود كه ايمان حقيقي شرط رضايت نباشد ، خداوند مي‌فرمود : « لقد رضي الله عن الذين يبايعونك

 نکته بعدی هم این است که اهل سنت نمیتوانند در این مسئله شک کنند ؛ ذهبی میگوید عمر در ان روز به نبوت پیامبر شک کرد.

تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 2 ، ص 371 – 372 و صحيح ابن حبان ، ابن حبان ، ج 11 ، ص 224 و المصنف ، عبد الرزاق الصنعاني ، ج 5 ، ص 339 – 340 و المعجم الكبير ، الطبراني ، ج 20 ، ص 14 و تفسير الثعلبي ، الثعلبي ، ج 9 ، ص 60 و الدر المنثور ، جلال الدين السيوطي ، ج 6 ، ص 77 و تاريخ مدينة دمشق ، ابن عساكر ، ج 57 ، ص 229 و ... .

عمر گفت : قسم به خدا ! از زماني كه اسلام آورده‌ام ، جز امروز ( در نبوت رسول خدا ) شك نكرده‌ام . سپس پيش پيامبر آمد و گفت : اي رسول خدا ! مگر شما پيامبر خدا نيستي ؟ !!! . پيامبر فرمود : بلي هستم . عمر گفت : مگر ما بر حق و دشمنان ما بر باطل نيستند ؟ پيامبر فرمود : بلي چنين است . عمر گفت : پس چرا ذلت و حقارت در دينمان نشان‌ دهيم ؟ پيامبر فرمود : من پيامبر خدا هستم و هرگز از دستورات او سرپيچي نخواهم كرد و او ياور من است . عمر گفت : مگر شما نگفتي كه وارد خانه كعبه شده و طواف خواهيم كرد ؟ پيامبر فرمود : آيا من گفتم كه همين امسال اين كار را خواهيم كرد ؟ عمر گفت : نه ، پيامبر فرمود : تو وارد مكه مي‌شوي و طواف خواهي كرد .

جالب اين است كه عمر به گفتار پيامبر اعتماد نمي‌كند و براي اطمينان خاطر پيش همپيمان هميشگي‌اش ابوبكر مي‌رود و عين همين مطالب را براي او بازگو مي‌كند و جالب‌تر اين كه ابوبكر نيز عين سخنان پيامبر را براي عمر تكرار مي‌كند !

اين روايت را بخاري و مسلم نيز نقل كرده‌اند ؛ اما مثل هميشه دستان امانت‌دار آن‌ها به خاطر حفظ آبروي خليفه، جمله « والله ما شككت منذ أسلمت إلا يومئذ » را حذف و روايت را به دلخواه خود نقل مي‌كنند .

رك : صحيح البخاري ، ج 4 ، ص 70 و ج 6 ، ص 45 و صحيح مسلم ، ج 5 ، ص 175 .

محمد بن عمر بن واقدي ، تاريخ نويس معروف اهل سنت مي‌نويسد :

. . . فكان ابن عباس رضي اللّه عنه يقول : قال لي في خلافته ]يعني عمر[ وذكر القضية : إرتبت ارتياباً لم أرتبه منذ أسلمت إلا يومئذ ، ولو وجدت ذاك اليوم شيعة تخرج عنهم رغبة عن القضية لخرجت .

ابن عباس مي‌گويد : عمر بن الخطاب در زمان خلافتش از قضيه حديبيه ياد كرد و گفت : در آن روز (در نبوت پيامبر ) شك كردم ؛ به طوري كه از زمان اسلام آوردنم ، چنين شكي به من دست نداده بود ، اگر در آن روز كساني را پيدا مي‌كردم كه از من پيروي كنند و به دلخواه از اين معاهده خارج شوند‌ ، من نيز خارج مي شدم .

واقدي در ادامه به نقل از ابو سعيد خدري مي‌نويسد كه عمر به او گفت :

... والله لقد دخلني يومئذٍ من الشك حتى قلت في نفسي : لو كنا مائة رجلٍ على مثل رأيي ما دخلنا فيه أبداً ! .

كتاب المغازي ، الواقدي ، ج 1 ، ص 144 ، باب غزوة الحديبية ، طبق برنامه المكتبة الشاملة ، الإصدار الثاني

قسم به خدا چنان شك كرده بودم كه با خودم مي گفتم : اگر صد نفر با من هم نظر بود ، هرگز اين معاهده را نمي‌پذيرفتم .

آيا خداوند مي‌تواند از چنين كسي رضايت دائمي خود را اعلام نمايد ؟ آيا عدم ايمان قلبي به نبوت رسول خدا و شك در آن با رضايت خداوند از آن شخص قابل جمع است ؟!

نکته بعدی هم شرط قبولی بیعت از طرف خداست

إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ عَلىَ‏ نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفىَ‏ بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا . الفتح / 10 .

كسانى كه با تو بيعت مى‏كنند (در حقيقت) تنها با خدا بيعت مى‏نمايند ، و دست خدا بالاى دست آن ها است ؛ پس هر كس پيمان‏شكنى كند ، تنها به زيان خود پيمان شكسته است و آن كس كه نسبت به عهدى كه با خدا بسته وفا كند ، به زودى پاداش عظيمى به او خواهد داد .

 

حال سوال ما از شما : چرا خداوند از قوم بنی اسرائیل ابتدا راضی میشود ولی انها خود شایستگی این رضایت خداوند را ندارند و دوباره گوساله پرستی را از سر میگیرند.؟

مگر نه اینکه مومنین همیشه بین خوف و رجا هستند و بین این دوحالت مومن واقعی تشخیص داده میشود ؟

 

 

جواب سوال 61 :

 

گفت شاه تشنه كامان روز عاشورا حسين

                سر براه دوست دادن بهرمن دشوارنيست

تشنه ام من تشنه آزادى و آزادگى

                ورنه در من ذرّه اى از تشنگى آثار نيست

 

اری دوست عزیر درد حسین تشنگی ظاهری نبود . و حسین و پیامبر و دیگران میدانستند که حسین چگونه شهید میشود.(در پست اول در جواب سوالهای ابتدایی به تفضیل بررسی شد)

پس اگر شما از تشنگی چیزی میشنوید ان تشنگی ظاهری نیست.

و بیخود نیست که میگویند هر عملی ظاهر و باطنی دارد و سعی کنید همیشه باطن عمل را بفهمید.

و نکته ای که در اینجاست اگر امام حسین دعا میفرمود باران می امد ولی به دلایلی این کار را نکرد :

- حضرت مي خواست در كربلا براي همه مسلمانان ، تسليم در برابر حق را به نمايش گذارد و درس عملي تسليم را تا ابد به مردم بياموزد .

– بناي حضرت بر اين بود كه در ماجراي عاشورا اسباب غير عادي را به کار نگرفته تا اين خود نيز درس ديگري براي مسلمانان شود تا وظيفه آناني را كه قادر به استفاده از اسباب غير عادي نيستند ، در برابر ظلم وستم مشخص كند .

 - حضرت طبق روايات ، حضرت در ماجراي عاشورا ، در خواست فرشتگان و جنيان را براي ياري رد نموده و تمام آن ها را به مشيت الهي واگذار کردند . اين خود سبب نهايت مظلوميت براي حضرت شده و به همين جهت خبر شهادت آن حضرت در آن زمان که وسائل اخباري محدود بود ، به سرعت پخش گرديد.

و در ضمن شما با این نحوه سوال پرسیدن در حقیقت پیامبر را هم زیر سوال میبرید.مگر نه اینکه پیامبر حدود 83 جنگ و غزوه داشت.مگر نه اینکه او به وسیله جبرئیل از اینده باخبر میشد.پس چرا در بعضی از جنگها شکست میخورد ، پرا پس پیامبر در این جنگها نیروی زیادتری همراه نمیبرد؟ایا همه چیز باید از راه غیر عادی خود طی گردد.والله که این گونه نیست.و سوال شما به این میماند که چرا خدا انسان را افرید با اینکه او میدانست سرگذشت انسان چیست و میتوانست او را در بهشت یا جهنم پیش از فرستادن بر روی زمین جای دهد.حال ایا انسان هیچوقت این را قبول میکرد ؟ معلوم است که نه . پس برای تمام شدن حجت بر انسان خدا این کار را کرد.(دقت شود نتیجه معکوس از حرف من گرفته نشود که بخواهیم نعوذبه الله امام حسین را با خدا مقایسه کنیم)

 

جواب سوال 62 : کامل شدن دین هنگامی اتفاق افتاد که پیامبر جانشین خود یعنی حضرت علی را در غدیر خم تعین کرد.این حرف شیعه نیست.

اکثر علمای اهل سنت کامل شدن دین را در چه میدانند ؟

در سبب نزول آیه «اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الإسلام ديناجمع کثيری از اکابر علمای اهل سنت نزول آيه را در روز غدير نقل نموده اند
رجوع کنيد به ترجمه الامام علي بن ابيطالب از تاريخ دمشق (ابن عساکر شافعي) ج 2 ص 75 ح 575 و 576 و 577 و 585 ط 1 بيروت _ شواهد التنزيل (حسکاني حنفي) ج 1 ص 157 ح 211 و 212 و 213 و 214 و 215 و 250 ط 1 بيروت _ المناقب (ابن مغازلي شافعي) ص 19 ح 24 _ تاريخ بغداد ( خطيب بغدادی) ج 8 ص 290 ط السعاده مصر _ الدر المنثور (سيوطي) ج 2 ص 259 ط 1 مصر _ الاتقان (سيوطي) ج 1 ص 31 ط 1360 هـ _ المناقب (خوارزمي حنفي) ص 80 ط الحيدريه _ تذکرةالخواص ( سبط بن جوزی حنفي) ص 30 ط الحيدريه _ تفسير (ابن کثير شافعي) ج 3 ص 281 ط بولاق _ مقتل الحسين (خوارزمي حنفي) ج 1 ص 47 _ ينابيع الموده (قندوزی حنفي) ص 115 ط اسلامبول _ فرائد السمطين (حمويني) ج 1 ص 72 و 74 و 315 ط 1 بيروت _ تاريخ (يعقوبي) ج2 ص 35 ط الحيدريه _ و در الغدير علامه اميني ج 1 ص 230 از: تاريخ ابن کثير (دمشقي) ج 5 ص 210 و در احقاق الحق (تستری) ج 6 از : الکشف و البيان (ثعلبي) مخلوط _ روح المعاني (آلوسي) ج 6 ص 55 ط المنيريه _ البداية و النهاية ( ابن کثير دمشقي) ج 5 ص 213 و ج 7 ص 349 ط قاهره و غير اينها نقل نموده اند.
و نيز عده ای از علما اهل سنت گويند محتمل است اين آيه دو مرتبه نازل گرديده باشد يک مرتبه غروب عرفه و يک مرتبه در غدير چنانکه سبط ابن جوزی در آخر صفحه 18 تذکرة خواص الامه آورده است.
جلال الدين سيوطي و امام المفسرين ثعلبي وحافظ ابونعيم اصفهاني و ابوالفتح نظری و ابن کثير شامي و ابن مردويه و محمد ابن جرير طبری و حافظ ابوالقاسم حسکاني و سبط بن جوزی و ابو اسحق حمويني و ابو سعيد سجستاني وخطيب بغدادی و ابن مغازلي و ابوالمؤيد موفق بن احمد خوارزمي و ديگران از علمای اهل سنت نوشته اند که چون در روز غدير خم رسول اکرم(ص) بحکم خداوند علي(ع) را بمردم معرفي و نصب بولايت نمود.و آنچه بدان مامور بود رسانيد در شأن علي، و آنقدر علي عليه السلام را بالای دست بلند نمود که دو زير بغلش نمودار شد آنگاه امر فرمود به امت سلام کنيد به علي به عمارت مومنين و امت همگي اذعان به آن نمودند هنوز از هم جدا نشده بودند که آيه شريفه مذکوره نازل گرديد.خاتم الانبيا (ص) از نزول اين آيه بسيار مسرور شد لذا توجه به حاضرين نموده فرمود: «الله أكبر على إكمال الدين وإتمام النعمة ورضا الرب برسالتي و الولاية لعلي ابن ابيطالب بعدی » امام حسکاني و امام حنبل مشروحا اين قضيه را نقل نموده اند. با توجه به اين آيات شريفه و حديث شريف کاملا روشن است که کلمه مولا بمعنای امامت و ولايت و اولي به تصرف مي باشد. و اگر مولي و ولي بمعنای اولي بتصرف بودن نبود جمله بعدی بيمعني بود و اين جمله که در همه جا از لسان مبارک رسول خدا(ص) صادر گرديده ثابت ميکند که مولا و ولي بمعنای اولا بتصرف ميباشد که مي فرمايد بعد از من اين مقام مخصوص علي(ع) است.

 

و اما در مورد اینکه اورده اید شیعه پس از رحلت پیامبر به وجود امده است : نخیر شما در اشتباه هستید.

ظهور شيعه به روايت علماي اهل سنت :

وقتی ایه ای زیر نازل شد ؛ پیامبر اینگونه فرمودند :

قال تعالى ( إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) . لما نزلت هذه الآية قال الرسول لعلي يا علي ( ع ) هم أنت و شيعتك .

سورة البينة ، آية 7 .

والصواعق المحرقة لابن حجر ص 96 ؛ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني ج 2 ، ص 356 - 66 ح 1125 - 1148؛كفاية الطالب للكنجي الشافعي ص 244 و 245 و 246 ؛ المناقب للخوارزمي ص 62 و 187؛ الفصول المهمة لابن الصباغ المالكي ص 107 ؛ ينابيع المودة ـ قندوزي الحنفي ـ ص 62؛ نور الأبصار ص 71 و 102 ؛ الدرالمنثورـ سيوطي ـ ج 6 ، ص 379؛ تفسير الطبري ج 3 ، ص 146؛ تذكرة الخواص لابن الجوزي ص 18؛ فتح القدير للشوكاني ج 5 ، ص 477؛ فرائد السمطين ج 1 ، ص 156 .

زماني که آيه ( إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك هم خير البرية ) نازل شد رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به علي امير المؤمنين فرمودند : منظور از اين آيه تو و شيعيانت هستيد .


ابن خلدون مي گويد :

مبدأ دولة الشيعة: اعلم أنّ مبدء هذه الدولة، أنّ أهل البيت لمّا توفي رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلّم كانوا يرون أنّهم أحق بالأمر وأنّ الخلافة لرجالهم دون سواهم من قريش.

وفي قصّة الشورى أنّ جماعة من الصحابة كانوا يتشيعون لعلي ويرون استحقاقه على غيره ولمّا عدل به إلى سواه تأففوا منه وأسفوا له مثل الزبير ومعه عمار بن ياسر والمقداد بن الأسود وغيرهم.

تاريخ ابن خلدون، ج 3، ص 171.
ابن خلدون در باره مبدأ ظهور شيعه مي گويد :

بدان مبدأ تشکيل شيعه اين است که وقتي رسول خدا صلي الله عليه (و آله) و سلم وفات يافتند ، اهل بيت خلافت را حق مُسلَّم خود مي دانستند و معتقد بودند خلافت سزاوار مردان بني هاشم است و ديگر مردان قريش حقي درخلافت ندارند .

در قضيه شوري هم گروهي ازصحابه از شيعيان علي (عليه السلام ) محسوب مي شدندو معتقد بودند غير از علي (عليه السلام ) هيچ کس استحقاق خلافت را ندارد و زماني که خلافت را فردي غير از علي به دست آورد از اين امر اظهار بيزاري نمودند و تأسف خوردند. مثل زبير و عمار بن ياسر و مقداد بن اسود و افراد ديگر

استاد محمد عبد الله عنان مي گويد :

من الخطأ أن يقال : إن الشيعة ظهرت ولأول مرة عند انشقاق الخوارج . بل كان بدء الشيعة وظهورهم في عصر الرسول ( صلى الله عليه وآله وسلم ) حين أمره الله بإنذار عشيرته في الآية 214 من الشعراء : (وأنذر عشيرتك الأقربين) ولبى النبي فجمع عشيرته في بيته وقال لهم مشيرا إلى علي : هذا أخي ووصيي وخليفتي فيكم فاسمعوا له وأطيعوا.

روح التشيع لعبد الله نعمة : ص 20 عن الجمعيات السرية .
اشتباه است کسي بگويد شيعه اولين بار در زمان ايجاد فتنه خوارج به وجود آمد . بلکه ابتداي ظهور شيعه در زمان حيات و ابتداي بعثت رسول خدا بود ، يعني در آن زماني که خداوند به رسولش امر نمود:( نزديکان خود را ارشاد كن و از عذاب آخرت بترسان )آنگاه پيامبراکرم به نداي حق لبيك گفته و نزديکانشان را در خانه خود جمع نمودند و در حالي که (با دست) به علي عليه السلام اشاره مي نمودند به آنها فرمودند : اين شخص برادر ، وصي و جانشين من پس از من در ميان شماست پس هرچه مي گويد از او بشنويد و اطاعتش کنيد .
أبو حاتم رازي مي گويد :

الشيعة لقب لقوم كانوا قد ألفوا أمير المؤمنين علي بن أبي طالب - صلوات الله عليه - في حياة رسول الله - صلى الله عليه وسلم - وعرفوا به ، مثل سلمان الفارسي ، وأبي ذر الغفاري ، والمقداد بن الأسود ، وعمار بن ياسر ، وكان يقال لهم شيعة علي ، وأصحاب علي.

كتاب الزينة : 259 تحقيق عبد اللّه سلوم السامرائي، نشأة الشيعة لعبد المنعم داود، ص 65، ط. بغداد 1968، الشيعة في مصر، لصالح الورداني المستبصر، ص 10.

أبو حاتم رازي سهل بن محمد بن عثمان سجستاني از علماء لغت وعلوم قرآني ـ ساكن بصرة ـ (متوفى 205 هجري) در كتابش که الزينة نام دارد مي گويد :

شيعه لقب کساني بود که با أمير المؤمنين علي بن أبي طالب صلوات الله عليه در زمان حيات رسول الله صلى الله عليه (وآله) و سلم الفت داشتند و به محبت علي شناخته مي شدند ، مثل سلمان فارسي ، وأبي ذر غفاري ، ومقداد بن اسود ، وعمار بن ياسر ، وبه آنها شيعه علي ، واصحاب علي مي گفتند .

 

حال سوال ما از شما : همانطوري که مي دانيد ابوحنيفه اولين پيشواي اهل سنت در سال 80 (هشتاد) هجري قمري يعني قريب به 69 ( شست و نه ) سال و اندي بعد از وفات پيامبراکرم صلي الله عليه وآله وسلم تازه به دنيا آمده است و مالک بن انس در سال (93 ه .ق ) و محمد بن ادريس شافعي در سال (150 ه.ق) و احمد بن حنبل در سال ( 164 ه. ق )به دنيا آمده اند .
حال سؤال ما اين است که در اين مدت زمان (يعني 69 سال بين وفات پيامبر اکرم و تولد ابوحنيفه و تشکيل دادن فرقه حنفي ) مسلمانان چه ديني داشتند . دقت کنید که ان ده یازده فرقه اهل سنت که بین وفات پیامبر تا تشکیل فرقه حنفی به وجود امده است  که امروزه حتی یادی از انها نمیککند نیست بلکه ما فقط دنبال این هستیم  که ایا تسنن در زمان پیامبر وضع شده است و یا ایا پیامبر بشارتی به این داده است یا نه.



پاسخ سوال 63 : البته شیعه نمیگوید که این ایات در مورد عایشه نازل شده است ، چون این گفته خود عایشه است که هیچ ایه ای (فضائل) در مورد ما نازل نشده است ( صحيح البخاري ، البخاري ، ج 6 ، ص 42 ) و شیعه معتقد است که ایه ایات در قبال ماریه نازل شده است. دقت فرمایید :

عايشه مى گويد : «مارية» به همراه پسر عمويش به رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم اهداء گرديده بود . او (بعد از مدتي که به عنوان همسر پيامبر نزد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بود ) حامله شد . حضرت او را نزد پسر عموى او ( و در مشربه أمّ ابراهيم ) نهاد . اهل افك گفتند كه چون او ( يعنى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم ) به فرزند نياز داشت ، فرزند غير را به خود نسبت داد . چون شير مادر ابراهيم فرزند زسول خدا ( يعنى ماريه ) كم بود ، ابراهيم را با شير گوسفند تغذيه مي کردند لذا فربه شد . روزى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم او را نزد من آورد و گفت : او را چگونه مى بينى؟ گفتم : هر کس از شير گوسفند استفاده كند فربه مى شود . پيامبر فرمود : آيا ابراهيم شبيه من نيست ؟ عايشه مي گويد : من از روى حسادت گفتم : شباهتى ندارد . و بعد تهمت هاي نارواي مردم ( نسبت به ماريه ) به گوش پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم رسيد ، حضرت نيز على (عليه السلام) را فرستاد ... ( دنباله آن را از حديث مسلم نقل مى كنيم ) .  المستدرك ج 4 ص 39 انفاق ابي بكر و عمر علي ماريه ، إمتاع الأسماع ، المقريزي ج 5 ص 336

در نقل حاکم نيشابوري عايشه به چند نكته اشاره مى نمايد :

1 ، اهل افك تهمت زنا به ماريه زدند .

2 ، عايشه از روى حسادت حاضر نشد بگويد كه او( يعنى ابراهيم ) شبيه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مى باشد .

3 ، به على عليه السلام مأموريت تحقيق داده شد ... .

حال سوال ما از شما :

شما که این همه دایه دار طرفداری از مادران مومنین هستید ایا به گفته علمای معتبر خود اعتراض میکنید :

چه بد مذهبی است که تهمت ارتداد به زنان پیامبر دهند :ذهبی یکی از علمای معتبر اهل سنت در سير اعلام النبلاء ، جلد 2 صفحه 260 درمورد قتيله همسر رسول خدا (ص) آورده است که قتيله بعد از رحلت پيامبر مرتد شده است.

چه بد مذهبی است که بیاورد : رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) روز سردي دنبال من فرستاد، آمدم خدمت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و ديدم او با يكي از همسرانش در زير لحاف خوابيده است، رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مرا داخل لحاف كرد و ما سه نفر شديم.

مستدرك الصحيحين حاكم نيشابوري، ج3، ص364

چه بد مذهبی است که همچین تهمتهایی به همسر پیامبر بزند و او را نعوذ به الله بی غیرت نشان دهد : داشتيم با رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) داخل يك ظرف گود داري حلوا مي خورديم، عمر داخل شد و رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) عمر را دعوت كرد به غذا خوردن، من داشتم از ظرف غذا مي خوردم كه عمر هم از همان ظرف من غذا خورد و انگشتان عمر با انگشتان من تماس گرفت. عمر گفت اوه! اي واي! اگر رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) حرف من عمر را گوش مي كرد، چشم نامحرمان به شما زنان نمي افتاد.

مجمع الزوائد هيثمي، ج7، ص93 - سنن كبري بيهقي، ج6، ص435 - درالمنثور، ج5، ص213 - تهذيب الكمال مزي، ج29، ص138 - معجم اوسط طبراني، ج3، ص212

دوست گرامی! اينكه عمر دست همسر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را لمس مي كند، شما چگونه مي بينيد؟ حرام هست يا نه؟

آقاي زيلعي از علماي بزرگ أهل سنت و كتابي دارد به نام تخريج الأحاديث ، در ذيل اين حديث يك اضافه اي هم دارد و مي گويد عمر گفت:

و قال يا رسول الله يدخل عليك البار و الفاجر فلو أمرت أمهات المؤمنين بالحجاب .

تخريج الأحاديث والآثار الزيلعي ، ج 3 ، ص 126 .

افراد بد و خوب به ملاقات شما مي آيند، دستور بدهيد كه زنان مؤمنين با حجاب باشند.

يعني معاذ الله نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نسبت به مسائل ناموسي به اندازه جناب عمر هم غيرت نداشته است؟! آيا اين درست است؟!

چه بد مذهبی است که بیاورند : أبو سلمة مى‏گويد: من و برادر عايشه بر او وارد شديم. برادرش از او درباره غسل پيامبر پرسيد. او ظرفى كه تقريبا گنجايش يك صاع (تقريبا يك من) داشت طلبيد و بر سرش آب ريخت و بين ما و او حجاب بود.

ممكن است گفته شود كه سؤال از مقدار آبى بود كه پيامبر با آن غسل مى‏كرد. پاسخ آن روشن است. زيرا اولا: از غسل پيامبر پرسيدند نه از مقدار آب غسل، و ثانيا: اگر سؤال از مقدار آب بود كافى بود عايشه بگويد تقريبا يك صاع، نه آنكه ظرفى كه يك صاع آب در آن بود بياورد.

ثالثا: عايشه عملا غسل كرد و با ريختن آب روى سرش آن را شروع كرد. معلوم مى‏شود او نيز از سؤال آنها اين را فهميد كه بايد عملا غسل كند تا آنها ياد بگيرند. آيا آموختند؟!

آيا نويسندگان اينگونه احاديث حيا نكردند كه آن را در -به اصطلاح- صحيحترين كتابهاى روائى خود آوردند؟ چرا بايد همسرى از همسران پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ـ هر كه باشد ـ آنچنان بازيچه دست راويان حديث قرار گيرد كه بنويسند عايشه در حضور نامحرم وضو مى‏گيرد و يا پشت پرده! غسل كردن را مى‏آموزد؟ آيا بازيچه دست طلحه و زبير قرار گرفتن كافى نبود؟ آيا كافى نبود كه او را -كه مأمور بود در خانه بماند- در شهرها بگردانند؟ اف بر آنان كه براى رسيدن به مطامع شوم خود از همسر رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله -أم المؤمنين- اينگونه استفاده ابزارى كردند!

ما از عايشه به خاطر اعمال زشتش -به خصوص دشمنى او با أمير المؤمنين عليه‏السلام و جنگ با آن حضرت- ناراحتيم، اما حاضر نيستيم با او اينگونه برخورد شود، ولى چه كنيم كه مطالب مطروحه در اين نوشتار برگرفته از صحيح‏ترين كتابهاى روائى اهل سنت است. آيا بهتر نبود كه اينان اينگونه روايتها را حذف مى‏كردند و يا اصولا صاحبان اين كتابها آنها را نقل نمى‏كردند؟ ( الف - صحيح بخارى، ج 1، ص 72، كتاب الغسل، باب الغسل بالصاع. ب - صحيح مسلم، ج 1، ص 256، كتاب الحيض، باب 10، ح 42. ج - سنن نسائى، ج 1، ص 153، كتاب الطهارة، باب 144، ح 227.)

چه بد مذهبی است که  ...

 

 

پاسخ سوال 64 : دوست گرامی شما از خود بپرسید که مثلا چرا حضرت علی با مشکلاتی روبه رود.

از خود بپرسید که جنگ جمل را با 18 هزار کشته را چه کسی به حضرت تحمیل کرد.

از خود بپرسید که جنگ صفین را با 110 هزار کشته در 18 ماه را چه کسی به حضرت تحمیل کرد.

از خود بپرسید چه کسانی جنگ خوارج را  چه کسانی به حضرت تحمیل کردند.

از خود بپرسید چه کسانی بدعتهایی وارد اسلام کردند ؛ که وقتی حضرت برای از بین بردن هر بدعت مانند این بود که بخواهید کوهی را از سر جایش  جا به جا کند.

از خود بپرسید چه کسی ظرف غدای سمی را برای امام حسن فرستاد.

از خود بپرسید کدام ملعونی باعث شهادت سید جوانان اهل بهشت در کربلا شد.

از خود بپرسید ...

 

پاسخ سوال 68 : دوست گرامی شما به ما بگوید که وقتی امام رضا را شهید کردند و در کنار هارون او را دفن کردند ایا این امتیازی برای هارون حساب میشود.امروزه ملیونها شیعه به زیارت ان معصوم میروند و حاجتهای خود را میگیرند .شما یه ما بگویید که ایا هارونی که زیر پای امام دفن شده است  نصیبی جز لعن و نفرین زائران دارد یا نه ؟

یا نه عثمانی که به خاطر بدعتهایش چند روز جنازه اش در خانه ماند و مسلمانان اجازه ندادند در قبرستان مسلمانان دفن شود و به ناچار در قبرستان یهودی ها او را دفن کردند .

و بعدها قبرستان یهودی ها را به قبرستان مسلمانان ملحق کردند ؛ ایا شما این را برای عثمان فضیلت میدانید ؟

 

سوال ما از شما

 

حال شما برای ما متن زیر را نقد فرمایید :

فضال   در عصر حضرت امام ششم عليه السلام مى زيست و با  ابوحنيفه   امام اعظم اهل تسنن همعصر بود.
فضال مردى مطلع ، باهوش و حاضر جواب بود. روزى از كنار مجلس ‍ درس ابوحنيفه گذشت . ابوحنيفه ميان انبوه شاگردان خويش نشسته بود و درس مى گفت ، و مطالب فقه و حديث را براى آنان املا مى نمود. فضال ايستاد و لحظه اى ابوحنيفه و شاگردانش را تماشا كرد، سپس رو كرد به يكى از دوستانش كه با وى بود و گفت : بخدا تا  ابوحنيفه   را شرمنده نكنم ، از اينجا نمى روم .
آنگاه نزديك رفت و به  ابوحنيفه   سلام كرد. ابوحنيفه و تمام حاضران مجلس جواب سلامش را به گرامى دادند.
فضال گفت : اى ابوحنيفه ! خداوند تو را بيامرزد، من برادرى دارم كه معتقد است بهترين فرد مسلمان بعد از پيغمبر، على بن ابيطالب است ، ولى من مى گويم او  ابوبكر   است و بعد از او  عمر  بهترين افراد مسلمين صدر اسلام مى باشند، اكنون تو چه مى گوئى و چه عقيده دارى ؟
ابوحنيفه سر به زير افكند و كمى فكر كرد سپس سر برداشت و گفت : همين كه قبر ابوبكر و عمر پهلوى قبر پيغمبر صلى الله عليه و آله است ، خود بهترين دليل بزرگوارى آنهاست ، مگر نمى دانى آن ها در كنار قبر پيغمبر آرميده اند؟!
چه دليلى براى نشان دادن عظمت آنها از اين روشنتر مى توان يافت ؟ فضال با خونسردى گفت : من اين موضوع را به برادرم گفته ام ، ولى او جواب داد كه اگر محل دفن آنها متعلق به پيغمبر صلى الله عليه و آله بوده ، ابوبكر و عمر در اشغال آن موضوع كه هيچگونه حقى نسبت به آن نداشته اند، به پيغمبر ظلم نموده اند.
و چنانچه آن محل ملك آن ها بوده و به پيغمبر صلى الله عليه و آله بخشيدند، كارى زشت و نابجا كرده اند.
زيرا بعد از هبه و بخشش ، دوباره آنرا تصاحب نموده و پيمان خود را شكسته اند!
ابوحنيفه با شنيدن اين مطلب لحظه اى انديشيد و سپس گفت : محل دفن ابوبكر نه مال آنها بوده و نه تعلق به پيغمبر داشته است ! بلكه چون  عايشه   دختر ابوبكر و  حفصه   دختر عمر، زنان پيغمبر صلى الله عليه و آله بودند، لذا به ملاحظه حقى كه دختران آنها بر پيغمبر داشته اند، شايستگى دفن در آن محل را پيدا كرده اند.
فضال گفت : اتفاقا اين مطلب را هم به برادرم گفتم ، ولى او جواب داد كه : وقتى پيغمبر به جهان باقى شتافت نه زن داشت ، و مى دانيم كه همه آن ها جمعا يك هشتم اموال پيغمبر را به ارث مى بردند.
اين هشت يك هم با مقايسه با نه زن پيغمبر، سهم هر يك نسبت به محيط خانه اى كه پيغمبر در آنجا دفن شده است . از يك وجب تجاوز نمى كند! بنابراين چگونه ابوبكر و عمر استحقاق محلى بيش از اين را دارند كه در آنجا دفن شوند؟! برادرم گفت : از اين كه بگذريم چطور شد كه عايشه و حفصه زنان پيغمبر و دختران ابوبكر و عمر از آنحضرت ارث مى بردند، ولى فاطمه زهرا دختر پيغمبر صلى الله عليه و آله را از ارث آن حضرت منع كردند؟!
ابوحنيفه تا اين را شنيد رو كرد به شاگردانش و گفت : اى مردم ! اين مرد را از اينجا دور كنيد كه بخدا قسم ، رافضى خبيثى است !

ایا شما از این متن چنین نتیجه میگیرید که عمر و ابوبکر که در کنار پیامبر دفن شده اند فضائل انها از امام علی که هزاران فرسخ انورتر از پیامبر دفن شده است بیشتر است.یا فضائل ان دو نسبت به عثمان که در قبرستان یهودیان دفن شده است بیشتر است ؟

 

در پناه حق

میثم

 

 



منبع : shiaanswering [dot] blogfa [dot] com [slash] post-47 [dot] aspx

تبلیغات

ساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژه

با ظاهري جالب و كيفيتي بينظير وفوق العاده شيك و زيبا

ساعتي با ظاهري متفاوت، مدرن و همچنين با دوام

يكي ار محبوب ترين و پرطرفدارترين ساعت ها در اروپا

ساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژه

رنگبندي:سبز, قهوه اي , نارنجي ,مشکی و قرمز .سفید

ساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژه

تحویل رایگان به سراسر ایران | پرداخت هزینه درب منزل پس از تحویل کالا

ساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژه ساعت بند چرم الیزابت تخفیف ویژه


ساعت CK طرح رویال